مستأویلغتنامه دهخدامستأوی . [ م ُ ت َءْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استیواء. رحم خواهنده . ترحم خواهنده . استرحام کننده . (اقرب الموارد). رجوع به استئواء و استیواء شود.
متأویلغتنامه دهخدامتأوی . [ م ُ ت َ ءَوْ وی ] (ع ص ) کسی که در خانه می ماند. || فراهم آورده . (ناظم الاطباء). ظاهراً فراهم آینده درست است . و رجوع به تأوی و ماده ٔ بعد شود.
متأویاتلغتنامه دهخدامتأویات . [ م ُ ت َ ءَ وی یا ] (ع ص ) طیر متأویات ، نعت است از تأوت الطیر. (از منتهی الارب ). پرندگان فراهم آمده از هر جا. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). و رج
مستأدیلغتنامه دهخدامستأدی . [ م ُ ت َءْ دا ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیداء. آنکه مال وی را مصادره کرده و گرفته باشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استئداء و استیداء
مستأتیلغتنامه دهخدامستأتی . [ م ُ ت َءْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیتاء. رجوع به استئتاء و استیتاء شود. || بطی ٔآینده . (منتهی الارب ). با تأخیر آینده نزد کسی . (اقرب الموارد
مستأدیلغتنامه دهخدامستأدی . [ م ُ ت َءْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیداء. رجوع به استئداء و استیداء شود. || مصادره کننده و گیرنده ٔ مال از کسی . || یاری و نصرت خواهنده . (منتهی
متأویلغتنامه دهخدامتأوی . [ م ُ ت َ ءَوْ وی ] (ع ص ) کسی که در خانه می ماند. || فراهم آورده . (ناظم الاطباء). ظاهراً فراهم آینده درست است . و رجوع به تأوی و ماده ٔ بعد شود.
متأویاتلغتنامه دهخدامتأویات . [ م ُ ت َ ءَ وی یا ] (ع ص ) طیر متأویات ، نعت است از تأوت الطیر. (از منتهی الارب ). پرندگان فراهم آمده از هر جا. (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). و رج
مستأدیلغتنامه دهخدامستأدی . [ م ُ ت َءْ دا ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استیداء. آنکه مال وی را مصادره کرده و گرفته باشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به استئداء و استیداء
مستأتیلغتنامه دهخدامستأتی . [ م ُ ت َءْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیتاء. رجوع به استئتاء و استیتاء شود. || بطی ٔآینده . (منتهی الارب ). با تأخیر آینده نزد کسی . (اقرب الموارد
مستأدیلغتنامه دهخدامستأدی . [ م ُ ت َءْ ] (ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیداء. رجوع به استئداء و استیداء شود. || مصادره کننده و گیرنده ٔ مال از کسی . || یاری و نصرت خواهنده . (منتهی