مساقاتلغتنامه دهخدامساقات . [ م ُ ] (ع مص ، اِمص ) مساقاة. بهم آب کشیدن و یکدیگر را آب دادن . (تاج المصادر بیهقی ) : از بام تا شام در مقاسات لباس بأس و مساقات جام حمام بودند. (تر
مساقاتفرهنگ انتشارات معین(مُ) [ ع . مساقاة ] (مص م .) 1 - کشت کردن زمین به شراکت . 2 - معامله ای است که بین صاحب درخت و امثال آن یا عامل در مقابل حصة مشاع معین از ثمره واقع می شود و ثمر
مساقاتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (فقه) در کار زراعت یا پرورش درخت طبق قراردادی باهم شرکت کردن و حاصل آن را بین خود قسمت کردن.۲. [قدیمی] به یکدیگر آب دادن.
مساقاةلغتنامه دهخدامساقاة. [ م ُ ] (ع مص ) مساقات . به هم آب کشیدن و یکدیگر را آب دادن . (تاج المصادر بیهقی ) (از المصادر زوزنی ). یکدیگر را آب دادن . (اقرب الموارد). || در اصطلاح
باملغتنامه دهخدابام . (اِ) صبح . غداة. پگاه . مخفف بامداد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ). صباح . صبیحه . مقابل شام . وقت صباح . (از فرهنگ شعوری ج 1 ص
قراردادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته د، عقد، پیمان، معامله، سودا، دادوستد، بیع، قرار، تفاهم، میثاق، اتفاق نظر الحاقیه، متمم عهد، قرارومدار، قول وثیقه، تضمین اتحاد، عهدن