مساجدلغتنامه دهخدامساجد. [ م َ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ مَسجد. مسجدها. مزگتها. مزکتها. رجوع به مسجد شود : به جمله ٔ مملکت نامه ها رفت در معنی ترویحه های مساجد و عرض مجالس . (تاریخ بیهقی
مَسَاجِدَفرهنگ واژگان قرآنمسجدها - سجده گاه ها- محل سجده ها (کلمه مسجد اسم مکاني است که سجده در آن انجام ميشود ، مانند خانهاي که بخاطر سجده براي خدا ساخته ميشود ، و اگر اعضاء سجده را که
بنات المساجدلغتنامه دهخدابنات المساجد. [ ب َ تُل ْ م َ ج ِ ] (ع اِ مرکب ) سنگ ریزه های مساجد. (یادداشت مرحوم دهخدا).
بنات المساجدلغتنامه دهخدابنات المساجد. [ ب َ تُل ْ م َ ج ِ ] (ع اِ مرکب ) سنگ ریزه های مساجد. (یادداشت مرحوم دهخدا).