مِزَاجُهُفرهنگ واژگان قرآنافزودنيش - چاشنيش (کلمه مزاج به معناي هر چيزي است که به وسيله آن امتزاج صورت ميگيرد)
مِزَاجُهَافرهنگ واژگان قرآنافزودنيش - چاشنيش (کلمه مزاج به معناي هر چيزي است که به وسيله آن امتزاج صورت ميگيرد)
مزلاگهلغتنامه دهخدامزلاگه . [ م ِ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر، در 63هزارگزی شمال شرقی شادگان واقع است . گرمسیر است و دارای 75 تن سکنه . آبش از چ
مزلاجلغتنامه دهخدامزلاج . [ م ِ ] (ع اِ) کلیدان که بی کلید گشاده شود. زلاج . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).کلیددان که به دست گشایند. (مهذب الاسماء). زیرفین وهر ابزا
ملاجةلغتنامه دهخداملاجة. [ م ُ لاج ْ ج َ ] (ع مص ) با کسی لجاج کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). دراز کشیدن خصومت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دراز
مزلاگهلغتنامه دهخدامزلاگه . [ م ِ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر، در 63هزارگزی شمال شرقی شادگان واقع است . گرمسیر است و دارای 75 تن سکنه . آبش از چ
مزلاجلغتنامه دهخدامزلاج . [ م ِ ] (ع اِ) کلیدان که بی کلید گشاده شود. زلاج . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ).کلیددان که به دست گشایند. (مهذب الاسماء). زیرفین وهر ابزا
ملاجةلغتنامه دهخداملاجة. [ م ُ لاج ْ ج َ ] (ع مص ) با کسی لجاج کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). دراز کشیدن خصومت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). دراز