مززلغتنامه دهخدامزز. [ م َ زَ ] (ع اِمص ) آهستگی . || افزونی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || فراوانی . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || (اِ) زمان . (منته
مضزلغتنامه دهخدامضز. [ م ُ ض ِزز ] (ع ص ) رجل مضز؛ مرد خشمگین . (منتهی الارب ) (ازذیل اقرب الموارد). مرد خشمگین و غضبناک و بدخو. (ناظم الاطباء).
مضضلغتنامه دهخدامضض . [ م َ ض َ ] (ع اِ) شیر ترش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || درد و سوزش مصیبت و الم جراحت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد
حکیم الزمانلغتنامه دهخداحکیم الزمان . [ ح َ مُزْزَ ] (اِخ ) عبدالمؤمن بن عمر اندلسی جلیانی ، مکنی به ابوالفضل . از مشاهیر اطباء و ادباء اندلس . او در طب و کحّالی چنانکه در سایر انواع
افزون کردنلغتنامه دهخداافزون کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زیادت . زیاده . تزاید. مد. (یادداشت دهخدا). ازدیاد. رب . مزید. مزاده . مضاعفه . تضعیف . اضعاف . (تاج المصادربیهقی ). مزز.
افزونیلغتنامه دهخداافزونی . [ اَ ] (حامص ) زیادتی . کثرت . فراوانی . (ناظم الاطباء). فراوانی و زیادتی . (آنندراج ). زیادی . تزاید. مزید.زیادت . فضل . فضاله . مزیت . فزونی . فضیلت
مزلغتنامه دهخدامز. [ م َزز ] (ع مص ) مکیدن . (تاج المصادر) (منتهی الارب ) (دهار) (ناظم الاطباء). مکیدن چیزی را؛ یقال مزه مزاً؛ مکید آن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مزیدن