25 فرهنگ

1273 مدخل


مزاحم

mozāhem

کسی یا چیزی که باعث زحمت دیگری می‌شود؛ رنج‌رساننده.

دست و پا گیر

۱. سربار، سرخر، مانع، متعرض، مخل، مصدع، موی دماغ
۲. آزارنده، زحمترسان
۳. بیگانه، غریبه، نامحرم

albatross, annoying, besetting, bothersome, disruptive, encumbrance, party pooper, hindrance, intruder, intrusive, molester, obtrusive, pest, pestilent, stalker, trouble, vexatious, besetting