مزاجیلغتنامه دهخدامزاجی . [ م ِ] (ص نسبی ) هر چیز منسوب به مزاج و طبیعت . (ناظم الاطباء): وضع مزاجی فلان بد است ؛ استقامت مزاج ندارد.
کج مزاجیلغتنامه دهخداکج مزاجی . [ ک َ م ِ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی کج مزاج . بدذوقی . بدسلیقگی . بدمزاجی . (فرهنگ فارسی معین ).