مرگان ریتلغتنامه دهخدامرگان ریت . [ م َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان هیدوج بخش سوران شهرستان سراوان ، واقع در 40هزارگزی جنوب سوران و کنار راه مالرو ایرافشان به سوران . (از فرهنگ ج
د مرگانلغتنامه دهخداد مرگان . [ دُ م ُ ] (اِخ ) ژاک ژان - ماری . از دانشمندانی است که سمت ریاست هیأت فرانسوی را که در تخت جمشید حفریاتی اجرا کرده اند داشت . (از ایران باستان ج 1 ص
مَرَّتَانِفرهنگ واژگان قرآندو بار - دو دفعه (کلمه مرة به معناي يک دفعه است ، پس کلمه مرتان به معناي دو دفعه است ، و از ماده مرور گرفته شده ،و دلالت می کند يک بار انجام یک عمل ، همچنانکه
مَرْجَانُفرهنگ واژگان قرآنمرجان (مرجانها جانوراني گـُل مانند و استوانه اي از رده كيسه تنان هستند در بالاي استوانه ، سر آن ها قرار دارد و در پايين، صفحه اي پهن وجود دارد كه به آن صفحه پ
مردانگیفرهنگ مترادف و متضادجرات، جربزه، جوانمردی، دلیری، رادی، رشادت، شجاعت، غیرت، شهامت، فتوت، مروت، نجدت، مردی
مرگان ریتلغتنامه دهخدامرگان ریت . [ م َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان هیدوج بخش سوران شهرستان سراوان ، واقع در 40هزارگزی جنوب سوران و کنار راه مالرو ایرافشان به سوران . (از فرهنگ ج
د مرگانلغتنامه دهخداد مرگان . [ دُ م ُ ] (اِخ ) ژاک ژان - ماری . از دانشمندانی است که سمت ریاست هیأت فرانسوی را که در تخت جمشید حفریاتی اجرا کرده اند داشت . (از ایران باستان ج 1 ص
شوسترلغتنامه دهخداشوستر. [ شُس ْ ت ِ ] (اِخ ) مُرْگان . مستشار آمریکائی امور مالی . در 1328 هَ .ق . به ایران آمد تا به مالیه ٔ ایران سر و صورتی بدهد اما بر اثر فشار روسها مجبور ب
گواوررودلغتنامه دهخداگواوررود. [ ] (اِخ ) یکی از شعبه های سیمره در پشتکوه که از کیال امیر در منطقه ٔ کلهرها فرودآمده و پس از دریافت آب کرند در نزدیکی شیروان درمحل تنگ روشنه به سیمره
گوربهلغتنامه دهخداگوربه . [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهات صحنه ٔ کردستان . (ازجغرافیای غرب تألیف د مرگان ترجمه ٔ کاظم ودیعی ).