مریهلغتنامه دهخدامریه . [ م ُ رَی ْ ی َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترییة. رجوع به ترییة شود. || سراب مریه ؛ سراب نموده و ناپدید شونده . (از منتهی الارب ).
مریحلغتنامه دهخدامریح . [ م َ ] (ع ص ) نعت از فعل ریح (مجهول ) به معنی بادرسیده شدن چاه ، غدیر بادرسیده . (از منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). مروح . و رجوع به مروح شود. || روض م
مریحلغتنامه دهخدامریح . [ م ِرْ ری ] (ع ص ) نیک شادمان و فیرنده و خرامنده . ج ، مریحون ، مریحین . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). بانشاط سخت . (دهار).