مرورگرواژهنامه آزادبرنامه ایست مخصوص بازکردن صفحاتِ وِب. ترجمه کلمه browser از انگلیسی می باشد. کاوشگر جستجوگر یاونده تار تارو:رفتن به تار؛ تار + رو ناوشگر. نرم ابزاری است که رویه
مرورگرbrowserواژههای مصوب فرهنگستانبرنامة دسترسی به رایانههای خدماتدهندة وب و نمایش محتویات بازیابیشدة آنها
مرورگر گویاself-voicing browserواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مرورگر برای کمک به کاربران نابینا یا کمبینا که مطالب صفحۀ نمایش را بازگو میکند
مرورگر همراهmobile browserواژههای مصوب فرهنگستانمرورگر کوچکی که برای تلفن همراه و دیگر دستگاههای ارتباطات دادهای سیار بهینهسازی شده است
مرورگررباbrowser hijacker, hijackwareواژههای مصوب فرهنگستانبرنامهای مخرب که با تغییر دادن تنظیمات برنامۀ مرورگر رایانۀ کاربران، وبگاهی را در رایانهشان باز میکند که خودشان قصد بازدید از آن را نداشتهاند
مزورگرلغتنامه دهخدامزورگر. [ م ُزَوْ وِ گ َ ] (ص مرکب ) (مرکب از مزور +گر) تزویرکننده . حیله کننده . تزویرگر. مزور. رجوع به مزوِّر شود.
مزورگریلغتنامه دهخدامزورگری . [ م ُ زَوْ وِ گ َ ] (حامص مرکب ) عمل مزورگر. مزوری . تزویر.- مزورگری کردن ؛ تزویر و ریا و مکر کردن . مزوری کردن . و رجوع به مزوری کردن شود : تو مزورگر
مرورگر گویاself-voicing browserواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مرورگر برای کمک به کاربران نابینا یا کمبینا که مطالب صفحۀ نمایش را بازگو میکند
مرورگر همراهmobile browserواژههای مصوب فرهنگستانمرورگر کوچکی که برای تلفن همراه و دیگر دستگاههای ارتباطات دادهای سیار بهینهسازی شده است