مروجلغتنامه دهخدامروج . [ م ُ ] (ع اِ) ج ِ مَرج . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). چمنها. چراگاهها. رجوع به مرج شود.
مروجلغتنامه دهخدامروج . [ م ُ رَوْ وَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر ترویج . رجوع به ترویج شود. روائی یافته . (منتهی الارب ).
مروجقلغتنامه دهخدامروجق . [ م َ ج ُ ] (اِخ ) به ترکی یعنی مرو کوچک . و مقصود از آن مروالرود است . و این نام بصورت فوق و مروجوق در تاریخ جهانگشای جوینی و تاریخ غازانی بکار رفته اس
مروجقلغتنامه دهخدامروجق . [ م َ ج ُ ] (اِخ ) به ترکی یعنی مرو کوچک . و مقصود از آن مروالرود است . و این نام بصورت فوق و مروجوق در تاریخ جهانگشای جوینی و تاریخ غازانی بکار رفته اس