مرهونةلغتنامه دهخدامرهونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مرهون . گرو گذاشته شده . رجوع به مرهون شود: اگر عین مرهونة بواسطه ٔ عمل خود راهن یا شخص دیگری تلف شود باید تلف کننده بدل آن را
مرهونةلغتنامه دهخدامرهونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) مؤنث مرهون . گرو گذاشته شده . رجوع به مرهون شود: اگر عین مرهونة بواسطه ٔ عمل خود راهن یا شخص دیگری تلف شود باید تلف کننده بدل آن را
رِهِينَفرهنگ واژگان قرآنگِرو - در گِرو (رهن و رهين و مرهون آن چيزي است که به عنوان وثيقه و گرو به کسي ميدهي و از او چيزي قرض ميکني و چون هر جا اين کلمه به چشم بخورد تصوري از معناي حبس
رَهِينَةٌفرهنگ واژگان قرآنگِرو - در گِرو (رهن و رهين و مرهون آن چيزي است که به عنوان وثيقه و گرو به کسي ميدهي و از او چيزي قرض ميکني و چون هر جا اين کلمه به چشم بخورد تصوري از معناي حبس