مرمیةلغتنامه دهخدامرمیة. [ م َ ی ی َ ] (ع ص ) تأنیث مَرمی ّ که نعت مفعولی است از مصدر رمی و رمایة. رجوع به مَرمی ّ و رمی و رمایة شود.
مرمهزلغتنامه دهخدامرمهز. [ م ُ م َ هََ زز ] (ع اِ) جای طمع و آز. (منتهی الارب ). مطمع. (اقرب الموارد).
مرمةلغتنامه دهخدامرمة. [ م َرَم ْ م َ ] (ع مص ) مرمت . اصلاح نمودن و نیکو کردن چیزباخلل را. (از منتهی الارب ). اصلاح کردن بنا و چیزی دیگر را. (از اقرب الموارد). به اصلاح آوردن خ
مرمیلغتنامه دهخدامرمی . [ م َ ما ] (ع مص ) مصدر میمی از رمی و رمایة. (از اقرب الموارد). رجوع به رمی و رمایة شود. || (اِ) مقصد. (منتهی الارب ). مکان پرتاب کردن . ج ، مَرامی . (از
مرمیلغتنامه دهخدامرمی . [ م َ می ی ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رمی و رمایة. رجوع به رمی و رمایة شود. افکنده شده . افکنده . انداخته . انداخته شده . پرتاب شده . گشاد داده .
مرمیلغتنامه دهخدامرمی . [ م ِ ما ] (ع اِ) وسیله ای که بدان تیراندازی کنند. ج ، مَرامی . (از اقرب الموارد).
بتریرلغتنامه دهخدابتریر. [ ب ِ ] (اِخ ) قلعه ای در حوالی مرسیه ٔ اندلس .(از معجم البلدان ). ناظم الاطباء آن را قلعه ای از مضافات مرمیه دانسته است .
مرمهزلغتنامه دهخدامرمهز. [ م ُ م َ هََ زز ] (ع اِ) جای طمع و آز. (منتهی الارب ). مطمع. (اقرب الموارد).
مرمةلغتنامه دهخدامرمة. [ م َرَم ْ م َ ] (ع مص ) مرمت . اصلاح نمودن و نیکو کردن چیزباخلل را. (از منتهی الارب ). اصلاح کردن بنا و چیزی دیگر را. (از اقرب الموارد). به اصلاح آوردن خ
مرمیلغتنامه دهخدامرمی . [ م َ ما ] (ع مص ) مصدر میمی از رمی و رمایة. (از اقرب الموارد). رجوع به رمی و رمایة شود. || (اِ) مقصد. (منتهی الارب ). مکان پرتاب کردن . ج ، مَرامی . (از
مرمیلغتنامه دهخدامرمی . [ م َ می ی ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رمی و رمایة. رجوع به رمی و رمایة شود. افکنده شده . افکنده . انداخته . انداخته شده . پرتاب شده . گشاد داده .