مرموزةلغتنامه دهخدامرموزة. [ م َ زَ ] (ع ص ) مؤنث مرموز که نعت مفعولی است از مصدر رمز. ج ، مرموزات . رجوع به مرموز و رمز شود. || (اِ) نام گیاهی است مشهور به گل کفشک .
مرموزفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسرارآمیز، رازآلود، رازناک، رمزآلود، رمزی ۲. ابهامآمیز، مبهم، معمایی ۳. مشکوک ۴. تودار، موذی ۵. مار زیر کاه
تاج القراءلغتنامه دهخداتاج القراء. [ جُل ْ ق ُرْ را ] (اِخ ) محمودبن حمزةبن نصر کرمانی نحوی . یاقوت در کتاب معجم الادبا آرد: ... وی یکی از علماء فقهاء و صاحب تصانیف و فضل است در دقت ف