مرموزفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسرارآمیز، رازآلود، رازناک، رمزآلود، رمزی ۲. ابهامآمیز، مبهم، معمایی ۳. مشکوک ۴. تودار، موذی ۵. مار زیر کاه
مرموزلغتنامه دهخدامرموز. [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رمز. رجوع به رمز شود. بیان شده به رمز. (ناظم الاطباء). به رمز. دارای رمز : وی بر این سخن مرموز آن خواست که پدر با امیر
مرموضلغتنامه دهخدامرموض . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رمض . رجوع به رمض شود. || شکم کفانیده با پوست آن در مغاکی بر سنگریزه های تفسیده زیر خاکستر گرم پخته گوسفند را. (منتهی
مرموزةلغتنامه دهخدامرموزة. [ م َ زَ ] (ع ص ) مؤنث مرموز که نعت مفعولی است از مصدر رمز. ج ، مرموزات . رجوع به مرموز و رمز شود. || (اِ) نام گیاهی است مشهور به گل کفشک .