مرغوبفرهنگ مترادف و متضادپسندیده، دلپذیر، دلپسند، خوب، زیبا، دلخواه، مطلوب، مقبول، نیک، نیکو ≠ نامرغوب
مرغوبدیکشنری فارسی به انگلیسیfancy, hard, high, high-class, high-grade, marketable, premium, prime, quality, superior, vintage
مرغوبلغتنامه دهخدامرغوب . [ م َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دیهوک بخش طبس شهرستان فردوس ، در 90هزارگزی جنوب شرقی طبس و 7 هزارگزی غرب راه طبس ، با 206 تن سکنه . آبش از قنات ، محصول
مرغوبلغتنامه دهخدامرغوب . [ م َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از مصدر رغب و رغبة. خواهش نموده شده . (غیاث ) (آنندراج ). خواهانی نموده . (از منتهی الارب ). خواسته شده . و درخواست کرده شده و