مرضاتلغتنامه دهخدامرضات .[ م َ ] (ع اِمص ) مرضاة. رضا. خشنودی . خشنود شدن . ورجوع به مرضاة شود : و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات اﷲ و اﷲ رؤوف بالعباد. (قرآن 207/2). رعایت ر
مراتبفرهنگ مترادف و متضاد۱. درجات، پایهها، درجهها، مراحل، منازل ۲. ارزشها، رتبهها، قدرها ۳. امر، قضیه، موضوع، مطلب ۴. بارها، دفعات
مطهرةلغتنامه دهخدامطهرة. [ م َ هََ رَ ] (ع اِ) سبب طهارت ، و منه الحدیث : السواک مطهرة للفم مرضات للرب ؛ یعنی مسواک سبب پاکی و نزاهت دهان و خشنودی خداوندجهان است . (منتهی الارب )
تَغَابُنِفرهنگ واژگان قرآنپشيماني و احساس خسارت (از معامله)(اصل آن ازغبن به معناي اين است که وقتي با کسي معامله ميکني از راهي که او متوجه نشود کلاه سر او بگذاري ، اگر ميخري پول کمتري ب
خشنودیلغتنامه دهخداخشنودی . [ خ ُ ] (حامص ) خرسندی . خوشحالی . رضا. رضامند. قبول خاطر جمعی . (ناظم الاطباء). رضوان . رضا. (از ربنجنی ). رضایت . مرضات . (یادداشت بخط مؤلف ) : هر آ
مضمونلغتنامه دهخدامضمون . [ م َ ] (ع ص ) مال مضمون ؛ مال ضمانت شده و پذیرفتار گشته . (ناظم الاطباء) : تا لوح آسمان چک ارزاق خلق شدتو خلق رابه مردی مضمون آن چکی . سوزنی .رعایت رضا
مرضاةلغتنامه دهخدامرضاة. [ م َ ] (ع مص ) خشنود گردیدن . (منتهی الارب ). خشنود شدن و پسندیدن . (دهار). خشنود گردیدن و پسند کردن چیزی را و قناعت کردن . (آنندراج ). || (اِمص ) مرضات