مرصادلغتنامه دهخدامرصاد. [ م ِ ] (ع اِ) راه . (منتهی الارب ). طریق . (اقرب الموارد). راه فراخ . (دهار) (غیاث ) (ترجمان القرآن جرجانی ). مَرصَد. ج ، مَراصید. (لاروس عربی ) (المنجد
مِرْصَادِفرهنگ واژگان قرآنكمين گاه (کلمه رصد به معناي آماده شدن براي مراقبت است و مرصد و مرصاد به معناي آن محلي است که براي مراقبت در آنجا قرار بگيرند مانند عبارت "و اقعدوا لهم کل مرصد
مِرْصَادِفرهنگ واژگان قرآنكمين گاه (کلمه رصد به معناي آماده شدن براي مراقبت است و مرصد و مرصاد به معناي آن محلي است که براي مراقبت در آنجا قرار بگيرند مانند عبارت "و اقعدوا لهم کل مرصد
دایهلغتنامه دهخدادایه . [ ی َ ] (اِخ ) صاحب کتاب مرصادالعباد. رجوع به نجم الدین رازی و یا نجم الدین دایه و غزالی نامه چ 1 ص 103 و تاریخ گزیده و مرصادالعباد شود.
مَرْصَدٍفرهنگ واژگان قرآنكمين گاه - زمان کمین نشستن(کلمه رصد به معناي آماده شدن براي مراقبت است و مرصد و مرصاد به معناي آن محلي است که براي مراقبت در آنجا قرار بگيرند مانند عبارت "و اق