مرشدونلغتنامه دهخدامرشدون . [ م ُ ش َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مرشد در حالت رفعی (درفارسی رعایت این قاعده نشود). رجوع به مرشَد شود.
مرشدونلغتنامه دهخدامرشدون . [ م ُ ش ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مرشد در حالت رفعی (درفارسی رعایت این قاعده نشود). رجوع به مرشِد شود.
مرشدوندلغتنامه دهخدامرشدوند.[ م ُ ش ِدْ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام . در 15هزارگزی غرب چرداول کنار راه رنگوان ، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیر واق
مردونولغتنامه دهخدامردونو. [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوده بخش بستک شهرستان لار؛ در 8 هزارگزی شمال بستک کنار راه لار به بندرلنگه ، در دامنه گرمسیر واقع و دارای 210 سکنه است
مردونلغتنامه دهخدامردون . [ م َ ] (ع ص ) درپی کرده و وصل یافته . (منتهی الارب ). موصول . (متن اللغة). گویند خیط مردون ؛ ای موصول . (اقرب الموارد). || وصله یافته . (ناظم الاطباء).
مرشدینلغتنامه دهخدامرشدین . [ م ُ ش َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مرشد در حالت نصبی و جری (درفارسی رعایت این قاعده نشود). رجوع به مرشَد شود.
مرشدینلغتنامه دهخدامرشدین . [ م ُ ش ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مرشد در حالت نصبی و جری (درفارسی رعایت این قاعده نشود). رجوع به مرشِد شود.
مرشدوندلغتنامه دهخدامرشدوند.[ م ُ ش ِدْ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خزل بخش شیروان چرداول شهرستان ایلام . در 15هزارگزی غرب چرداول کنار راه رنگوان ، در منطقه ٔ کوهستانی سردسیر واق
مردونولغتنامه دهخدامردونو. [ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گوده بخش بستک شهرستان لار؛ در 8 هزارگزی شمال بستک کنار راه لار به بندرلنگه ، در دامنه گرمسیر واقع و دارای 210 سکنه است
مردونلغتنامه دهخدامردون . [ م َ ] (ع ص ) درپی کرده و وصل یافته . (منتهی الارب ). موصول . (متن اللغة). گویند خیط مردون ؛ ای موصول . (اقرب الموارد). || وصله یافته . (ناظم الاطباء).
مرشدینلغتنامه دهخدامرشدین . [ م ُ ش َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مرشد در حالت نصبی و جری (درفارسی رعایت این قاعده نشود). رجوع به مرشَد شود.
مرشدینلغتنامه دهخدامرشدین . [ م ُ ش ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مرشد در حالت نصبی و جری (درفارسی رعایت این قاعده نشود). رجوع به مرشِد شود.