مردنیفرهنگ مترادف و متضاد۱. محتضر، مشرفبه موت، مشرف به مرگ ۲. ضعیف، ناتوان، نزار، بیحال ۳. نفله ۴. فناپذیر، زوالپذیر
مردنیلغتنامه دهخدامردنی . [ م ُ دَ ] (ص لیاقت ) فانی . که سرانجام بمیرد و نماند. که باقی و پایدار و انوشه نیست . که مرگ او حتم و یقین است : اوست حیات گیرنده از نفسهای مردم خواه آ