مرداویجلغتنامه دهخدامرداویج . [ م َ ] (اِخ ) ابن زیار مکنی به ابوالحجاج مؤسس سلسله ٔ امیران زیاری (آل زیار) است که از 316 تا حدود 435 هَ . ق . در ایران شمالی و مرکزی و جنوبی امارت
مرداویلغتنامه دهخدامرداوی . [ م َ ] (اِخ ) احمدبن محمدبن عبدالولی بن جباره نصری مرداوی صالحی ملقب به شهاب الدین و مشهور به ابن جبارة (647 تا 728 هَ . ق .) نحوی حنبلی است به مصر تع
مرداویلغتنامه دهخدامرداوی . [ م َ ] (اِخ ) محمدبن عبدالقوی بن بدران المرداوی المقدسی مکنی به ابوعبداﷲ و ملقب به شمس الدین فقیه حنبلی است در مردا (ازقرای نابلس ) به دنیا آمد و به د
مرداویلغتنامه دهخدامرداوی . [ م َ ] (اِخ ) یوسف بن محمدالتقی ، عبداﷲبن محمدبن محمود مکنی به ابوالمحاسن و ملقب به جمال الدین مرداوی قاضی از فقهاء حنبلیان از مردم دمشق بود. و بدانجا
مرداویلغتنامه دهخدامرداوی . [ م َ] (اِخ ) علی بن سلیمان بن احمد المرداوی دمشقی فقیه حنبلی . از علما است در مردا (نزدیک نابلس ) متولد شد ودر بزرگسالی به دمشق منتقل گشت (817 تا 885
بیستونلغتنامه دهخدابیستون . [ س ُ ] (اِخ ) ابن وشمگیربن مرداویج بن زیاربن وردانشاه گیلانی . سومین از امرای آل زیار و لقب او بیستون ظهیرالدوله است و مکنی به ابومنصور (357 - 366 هَ
اصفهبدلغتنامه دهخدااصفهبد. [ اِ ف َ ب َ / ب ُ ] (اِخ ) علی بن مرداویج ، ملقب به تاج الملوک . معاصر سلطان سنجر بود و در مرو میزیست . سلطان سنجر خواهر خویش را بدو نکاح کرد و در نزد
تاج الملوکلغتنامه دهخداتاج الملوک . [ جُل ْ م ُ ] (اِخ ) مرداویج بن علی . رجوع به کتاب مازندران و استراباد رابینو بخش فارسی ص 117 و بخش انگلیسی ص 26 و مرداویج ... شود.