مرداشلغتنامه دهخدامرداش . [ م َ ] (اِ) تاریخ و قصه و حکایت . || باغ و بوستان . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).
مَّرَدّاًفرهنگ واژگان قرآنبازده - نتیجه (درعبارت "وَﭐلْبَاقِيَاتُ ﭐلصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَاباً وَخَيْرٌ مَّرَدّاً" : و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر
النجملغتنامه دهخداالنجم . [ اَن ْ ن َ ] (اِخ ) ثریا. پروین . صاحب اقرب الموارد گوید: نجم بمعنی ستاره است و عرب آنرا با الف و لام و مطلق استعمال کنند و مرداشان ثریا باشد و آنرا عل