مرتعلغتنامه دهخدامرتع. [ م َ ت َ ] (ع اِ) چراگاه . سبزه زاری که بهائم در آن چرند و چراگاهی که آب و علف آن بسیار باشد. (غیاث اللغات ). چراخور. چراخوار. گیاه خوار. چراستان . مرعی
مرتاواژهنامه آزادمِرتا(merta) به معنی مردنی و نابود شدنی نیست. از اجزاء کلمه مرداد مرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات
مرتع پالانلغتنامه دهخدامرتع پالان . [ م َ ت َ ] (اِخ ) نام اراضی واقع در شمال قله شاهان 50 الی 60هزارگزی گهواره انتهای شمال غربی دهستان گوران است که در آمار بنام جاف علی بیگ سلطان نوش