مرتجالغتنامه دهخدامرتجا. [ م ُ ت َ ] (ع ص ) امیدداشته شده . (غیاث اللغات ، از لطیف اللغات ) (آنندراج ). مرتجی . رجوع به مرتجی [ م ُ ت َ جا ] شود.
مرتجعانهفرهنگ مترادف و متضادارتجاعی، مرتجعوار، کهنهپرستانه، محافظهکارانه، واپسگرایانه، نوستیزانه ≠ متجددانه، روشنفکرانه، نوگرایانه
مرتجعانهلغتنامه دهخدامرتجعانه . [ م ُ ت َ ج ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) به شیوه ٔ مرتجعان . مقابل متجددانه . (فرهنگ فارسی معین ).
مرتجعانهفرهنگ مترادف و متضادارتجاعی، مرتجعوار، کهنهپرستانه، محافظهکارانه، واپسگرایانه، نوستیزانه ≠ متجددانه، روشنفکرانه، نوگرایانه
مرتجعانهلغتنامه دهخدامرتجعانه . [ م ُ ت َ ج ِ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) به شیوه ٔ مرتجعان . مقابل متجددانه . (فرهنگ فارسی معین ).