مراجحةلغتنامه دهخدامراجحة. [ م ُ ج َ ح َ ] (ع مص ) نبرد کردن با کسی در اندازه ٔ چیزی . (از منتهی الارب ): راجحته فرجحته ؛ للمغالبه ؛ کنت أوزن منه . (از متن اللغة). || غالب آمدن .
مرابحهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بهرهکاری، تنزیل، ربا، ربح، سودخوری، مرابحت، نزول ۲. ربح گرفتن، سود دادن، نزول دادن ≠ قرضالحسنه
attendدیکشنری انگلیسی به فارسیمراجعه كردن، حضور داشتن، رسیدگی کردن، توجه کردن، مواظبت کردن، گوش کردن، در ملازمت کسی بودن، همراه بودن، در پی چیزی بودن، از دنبال امدن، انتظار کشیدن، انتظار داش