مراتبفرهنگ مترادف و متضاد۱. درجات، پایهها، درجهها، مراحل، منازل ۲. ارزشها، رتبهها، قدرها ۳. امر، قضیه، موضوع، مطلب ۴. بارها، دفعات
مراتبلغتنامه دهخدامراتب . [ م َ ت ِ ] (ع اِ) درجات . طبقات . رتبه ها. ج ِ مرتبه . رجوع به مرتبه شود : تا طبعها مراتب دارند مختلف آب است بر زمین و اثیر است بر هوا. مسعود سعد.اصحاب
تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِـﭑلْمَوَدَّةِفرهنگ واژگان قرآنمراتب دوستی خود را تقديم آنان ميکنيد- با آنان اظهار دوستی می کنيد