مرآةلغتنامه دهخدامرآة. [ م ِرْ ] (ع اِ) (از «رأی ») آینه . آئینه .(زمخشری ) (دستور الاخوان ) (غیاث اللغات ). آنچه که درآن خود را بینی . ج ، مراء و مرایا. (از متن اللغة) (از اقر
مرآةلغتنامه دهخدامرآة.[ م َرْ ] (ع اِ) (از «رأی ») دیدار. منظر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ازمتن اللغة). یقال : امراءة حسنةالمرآة؛ یعنی خوب دیدار و کذلک رجل حسن المرآة؛
مرعةلغتنامه دهخدامرعة. [ م ُ رَ ع َ / م ُ ع َ ] (ع اِ) مرغی است شبیه تذرو. (منتهی الارب ). مرغی است مانند دراج . (مهذب الاسماء). پرنده ای است کوچک که جز در باران ظاهر نگردد و آن
مراهقةلغتنامه دهخدامراهقة. [ م ُ هَِ ق َ ] (ع ص ) دختربچه ٔ نزدیک به حد بلوغ . تأنیث مراهق است . رجوع به مراهقة و مراهق و نیز رجوع به متن اللغة شود.
مراهصلغتنامه دهخدامراهص . [ م َ هَِ ] (ع اِ) پایگاه و مرتبه ها . (منتهی الارب ). درجات . مراتب . (متن اللغة).
مراهقةلغتنامه دهخدامراهقة. [ م ُ هَِ ق َ ] (ع ص ) دختربچه ٔ نزدیک به حد بلوغ . تأنیث مراهق است . رجوع به مراهقة و مراهق و نیز رجوع به متن اللغة شود.