مذکرةلغتنامه دهخدامذکرة. [ م ُ ک َ رَ ] (ع ص ) زن که به مردان ماند. (منتهی الارب ) (ازناظم الاطباء). مُذَکَّرَة. متذکره . ذکره . (یادداشت مؤلف ).
مذکریلغتنامه دهخدامذکری . [ م ُ ذَک ْ ک ِ ] (حامص ) عمل مذکر. واعظی . رجوع به مذکر شود : چون علم شرع که در روزگار قضا... و مذکری نرود. (قابوسنامه از فرهنگ فارسی معین ).