مدل شبکۀ ترکیبیcomposite network modelواژههای مصوب فرهنگستانالگویی برای گروهی از خطوط بههمپیوستۀ مجموعهای از امکانات و مسیرهای موجود یا پیشنهادی بهمنظور استفاده از شکلهای مختلف حملونقل
مدللغتنامه دهخدامدل . [ م َ ] (ع ص ) مرد فرومایه . (منتهی الارب ). خسیس . (اقرب الموارد) (از متن اللغة). || شیر (لبن ) خفته . (منتهی الارب ). اللبن الخاثر؛ شیر غلیظشده . (از اق
مدللغتنامه دهخدامدل . [ م ِ ] (ع ص ) مرد باریک اندام کم گوشت . (منتهی الارب ). خفی الشخص قلیل اللحم .(متن اللغة). || مَدل . رجوع به مدل شود.
مدللغتنامه دهخدامدل . [ م ُ دِ ] (فرانسوی ، اِ) الگو. نمونه . (یادداشت مؤلف ). سرمشق . (فرهنگ فارسی معین ). || کتاب نقاشی که در مدارس دانش آموزان از روی آن طراحی و نقاشی کنند.