مدلوللغتنامه دهخدامدلول . [ م َ ] (ع اِ) معنی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مضمون . مفاد. مقتضی . فحوی . مفهوم . مقصود. منظور. مراد. مستفاد. تفسیر. تأویل . (یادداشت مؤلف ). || ب
مدلولsignified, signifié (fr.)واژههای مصوب فرهنگستاندر زبانشناسی سوسوری، بخش مفهومی نشانه که برابر با معناست
مدلولاتلغتنامه دهخدامدلولات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مدلولة. رجوع به مدلولة و مدلول شود. || مفاد. معانی . مفاهیم . رجوع به مدلول شود.
مغلولاًلغتنامه دهخدامغلولاً. [ م َ لَن ْ ] (ع ق ) غل برنهاده . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). به حال مغلول . به وضع غل بر گردن و دست و پای افکنده :آنان را مغلولاً از زندان به پای چوب
مدلولاتلغتنامه دهخدامدلولات . [ م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مدلولة. رجوع به مدلولة و مدلول شود. || مفاد. معانی . مفاهیم . رجوع به مدلول شود.
معنیفرهنگ مترادف و متضاد۱. مفهوم، مدلول ۲. مفاد، مضمون، لب ۳. حقیقت، محتوا، باطن ۴. هدف، مقصود، منظور، قصد، نیت ۵. دلیل، سبب، انگیزه ۶. مطلب، موضوع ۷. مورد، باره ۸. نکته