مدلهملغتنامه دهخدامدلهم . [ م ُ ل َ هَِ م م ] (ع ص )سخت سیاه و تاریک . (غیاث اللغات از شرح نصاب ) (از مهذب الاسماء) (آنندراج ): اسود مدلهم ، مبالغه است ؛ یعنی بسیار سیاه . (منتهی
مدلهمةلغتنامه دهخدامدلهمة. [ م ُ ل َ هَِ م ْ م َ ] (ع ص ) اللیلة المظلمة؛ شب تاری . (از متن اللغة): لیلة مدلهمة؛ شب سخت تاریک . (منتهی الارب ). تأنیث مدلهم است . رجوع به مدلهم شو
مدلهمةلغتنامه دهخدامدلهمة. [ م ُ ل َ هَِ م ْ م َ ] (ع ص ) اللیلة المظلمة؛ شب تاری . (از متن اللغة): لیلة مدلهمة؛ شب سخت تاریک . (منتهی الارب ). تأنیث مدلهم است . رجوع به مدلهم شو
داجلغتنامه دهخداداج . (ع ص ) تاریکی شب . (برهان ). سیاهی شب . (شرفنامه ٔ). شب تاریک . (برهان ). شب بسیارتاریک . داجی . تاریک (دهار). شب سخت سیاه از تاریکی . سیاه از تاریکی . شب
مظلملغتنامه دهخدامظلم . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) یوم مظلم ؛ روز بسیارشر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از محیط المحیط) (ازاقرب الموارد). || تاریک . (مهذب الاسماء) (غیاث ).
ملتطملغتنامه دهخداملتطم . [ م ُ ت َ طِ] (ع ص ) موج بر هم زننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). موج متلاطم . (ناظم الاطباء). مواج . متلاطم . پرتلاطم . پرموج . خر
تاریلغتنامه دهخداتاری . (ص ) مخفف تاریک . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تیره و تاریک . (برهان ) (شرفنامه ٔ منیری ). تاریک . (جهانگیری ). تیره و تار. (انجمن آرا). تار. تاران . تارین