مدفونلغتنامه دهخدامدفون . [ م َ ] (ع ص ) در زمین نهان کرده . (مهذب الاسماء). دفین . درخاک کرده . به زمین سپرده . (یادداشت مؤلف ). دفین . دِفْن . پنهان کرده شده در خاک . (از متن
مدفونةلغتنامه دهخدامدفونة. [ م َ ن َ ] (ع ص ) تأنیث مدفون . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مدفون و نیز رجوع به دفین و دفینه شود.
بستر آندیanode groundbed, groundbedواژههای مصوب فرهنگستانمجموعهای از اجزای آندی مدفون در خاک، مانند میلههای گرافیتی و فولادی، که برای حفاظت کاتدی به کار میروند
پـتــانـسـیل سـازهـ برقکافstructure-to-electrolyte potential, pipe-to-electrolyte potential, pipe-to-soil potentialواژههای مصوب فرهنگستاناختلاف پتانسیل بین سازههای مدفون یا غوطهور و برقکاف اطراف آن که با یک الکترود مرجع اندازهگیری میشود