مأربةلغتنامه دهخدامأربة. [ م َءْ رَ / رِ / رُ ب َ ] (ع اِ) (از «ارب ») حاجت . ج ، مآرب و در مثل است : مأربة لا حفاوة؛ یعنی سبب اختیار این امر حاجت است نه شفقت و مهربانی . (منته
هفت بندلغتنامه دهخداهفت بند. [ هََ ب َ ] (اِ مرکب ) گیاهی است از رده ٔ گندم سیاه از تیره ٔ توشک ها که خزنده است و به عنوان مدربه کار میرود. (از گیاه شناسی گل گلاب ص 273). || نیز کن