۱. جای داخل شدن؛ راه دخول.
۲. کلمهای در فرهنگ، دایرةالمعارف، لغتنامه، و مانند آن که تعریف و توضیحاتی برای آن داده میشود.
۳. درآمد.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] دخالت؛ اثرگذاری.
۵. (اسم مصدر) [قدیمی] اعتراض؛ خرده؛ ایراد: ◻︎ خواهی که رستگار شوی راستکار باش / تا عیبجوی را نرسد بر تو مدخلی (سعدی۲: ۶۸۰).
۱. پیشگفتار، دیباچه، مقدمه ≠ موخره
۲. ورودی ≠ خروجی
۳. ورود، دخول ≠ خروج
۴. مداخل، درآمد، عایدی ≠ مخارج، هزینه
۵. مورد
۶. سرواژه
۷. باب، در
access, door, entrance, entry, gate, gateway, headword, intake, listing, mouth, threshold