متأفنلغتنامه دهخدامتأفن . [ م ُ ت َ ءَف ْ ف ِ ] (ع ص )نعت است از تأفن . (منتهی الارب ). آن که عیب کند. || گیرنده ٔ خوئی که در او نباشد. || آن که خود را بزور زیرک نماید. (آنندرا
مدانلغتنامه دهخدامدان . [ م ُ] (ع ص ) آنکه پیش فروش کند و مدیون باشد و آن را که به دین گیرند. (از متن اللغة). مُدّان . مدیون . مدین .(متن اللغة) (اقرب الموارد). که بر او وامی اس
مدانلغتنامه دهخدامدان . [ م ُدْ دا ] (ع ص ) که وام بسیار بر او باشد. مُدان . مدیون . مدین . (از متن اللغة). رجوع به مُدان و نیز رجوع به مَدان و مدّان شود.
مدفنلغتنامه دهخدامدفن . [ م َ ف َ ] (ع اِ) جای دفن . محل گور. (ناظم الاطباء). جائی که در آن دفن کرده اند کسی یا چیزی را. (یادداشت مؤلف ). ج ، مدافن : سلطان بفرمود تا در برابر م
متأفنلغتنامه دهخدامتأفن . [ م ُ ت َ ءَف ْ ف ِ ] (ع ص )نعت است از تأفن . (منتهی الارب ). آن که عیب کند. || گیرنده ٔ خوئی که در او نباشد. || آن که خود را بزور زیرک نماید. (آنندرا