25 فرهنگ

559 مدخل


مداخله

modāxele

داخل شدن در امری یا در کار کسی به قصد ایجاد اخلال در آن.

پادرمیان

۱. پادرمیانی، شفاعت، میانجیگری، وساطت
۲. دخالت، دخلوتصرف، دستاندازی
۳. شرکت، مداخلت
۴. مباشرت

hands-off, interference, intervention