مخنونلغتنامه دهخدامخنون . [ م َ ] (ع ص ) مجنون و دیوانه . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط) (ناظم الاطباء). این کلمه شاذ است . (از محیط المحیط). و رجوع به اخنا
مکنونلغتنامه دهخدامکنون . [ م َ ] (ع ص ) پنهان داشته شده و این صیغه ٔ اسم مفعول است مأخوذ از کَن ّ که به معنی پوشیدن است و چون گوهر قیمتی و خوش آب را به محافظت پوشیده دارند لهذا
مُّغْنُونَفرهنگ واژگان قرآنبی نیاز کنندگان - برطرف کنندگان (کلمه مغنون جمع اسم فاعل از اغناء است ، و همانطور که گفته شد : به معناي افادهاي است که معناي دفع را هم متضمن باشد و به همين جهت
مَکْنُونِفرهنگ واژگان قرآنپنهان شده و ذخيره شده (منظور از تشبيه حوريان به بيض مکنون اين است که : همانطور که تخم مرغ مادامي که در زير پر مرغ و يا در لانه و يا در جاي ديگر محفوظ ميباشد ، ه
جلغتنامه دهخداج . (حرف ) حرف ششم است از حروف الفبای فارسی و حرف پنجم از حروف هجای عرب و حرف سوم از حروف ابجد و بحساب جُمَّل نماینده ٔ عدد سه است . و نزد لغویان و اهل صرف و نح