مخملیلغتنامه دهخدامخملی . [ م َ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به مخمل و مانند مخمل . (ناظم الاطباء). غالباً برای صافی و لطافت موصوف بیان می شود: لپ مخملی . و رجوع به مخمل شود.
برگ مخملیلغتنامه دهخدابرگ مخملی . [ ب َ گ ِ م َ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) گیاه بلند یکساله از نوع ابوطیلون که آنرا پنیرک هندی نیز نامند. برگهایش مخملی و گلهایش زرد است . در آسیا