25 فرهنگ

1453 مدخل


مخمر

moxammar

۱. تخمیرشده؛ سرشته‌شده.
۲. رسیده؛ پخته‌شده.
۳. [مجاز] مفهوم؛ قابل درک.

تخمیرکننده

ferment, yeast