مخدوشلغتنامه دهخدامخدوش . [ م َ ] (ع ص ) خراشیده شده و خراش داشته شده . (غیاث ) (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
بازبینی چرخهای افزونگیcyclic redundancy check, CRCواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی برای بازبینی مخدوش نبودن بستک داده