25 فرهنگ

980 مدخل


مخدوش

maxduš

۱. خراشیده‌شده؛ خدشه‌دار.
۲. [مجاز] معیوب؛ نامنسجم.

خدشهدار، خراشیده، معیوب، دستخورده ≠ بیعیب، سالم