مخاطباتلغتنامه دهخدامخاطبات . [ م ُ طَ ] (ع اِ) باهم کلام کردن ها. (غیاث ) (آنندراج ). || گاهی مراد از آن مراسلات و مکاتبات باشد. (غیاث ) (آنندراج ). مراسلات و مکاتبات . (ناظم الاط
مخاطبیتلغتنامه دهخدامخاطبیت . [ م ُ طَ بی ی َ ] (ع مص جعلی ، اِمص )گفتگوی روباروی . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مخاطرات سلامتیhealth hazardsواژههای مصوب فرهنگستانعوامل فیزیکی و شیمیایی و میکربی که ممکن است به سلامتی آسیب برسانند
مخاطرات ناوبریnavigation risksواژههای مصوب فرهنگستانخطراتی که ممکن است برای یک شناور در هنگام ناوبری در دریا به وجود آید
گردن خردلغتنامه دهخداگردن خرد. [ گ َ دَ خ ُ ] (ص مرکب ) گردن شکسته . و در تداول و مخاطبات عامه نکوهشی است مخاطب را.
هی مریلغتنامه دهخداهی مری . [ ] (ترکی ، اِ) لفظ ترکی است از الفاظ بارگیر که ترکان در مخاطبات خود آرند. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).
پارابازلغتنامه دهخداپاراباز. (فرانسوی ، اِ) قسمی از کمدیهای یونانی که مصنف را در آن به تماشائیان مخاطباتی است .
استصوابلغتنامه دهخدااستصواب . [ اِ ت ِص ْ ] (ع مص ) صواب خواستن . (منتهی الارب ). صواب جستن . || راست یافتن فعل کسی را. (منتهی الارب ). || صواب شمردن . (منتهی الارب ). صواب داشتن .
امثلهلغتنامه دهخداامثله . [ اَ ث ِ ل َ / ل ِ ] (ع اِ) ج ِمثال . فرمانها. (فرهنگ فارسی معین ) : مناشیر تقدیر بموافقت تدابیر او مُوَقَّع و امثله ٔ قضا برموجب رضای او موشح . (سندباد