مخازنلغتنامه دهخدامخازن . [ م َزِ ] (ع اِ) ج ِ مخزن ، که به معنی جای نهادن خزانه است . (غیاث ) (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). جای های نهان و خزانه ها و گنجینه ها
مخزندیکشنری عربی به فارسیدولا بچه , گنجه خوراک , خوراکي , ابدار خانه , شربت خانه , مخصوص لوازم سفره , انباره , انبار کردن , ذخيره کردن , انبار , مخزن , انبار کالا , انبار گمرک , بارخانه