مخادشلغتنامه دهخدامخادش . [ م ُ دِ ] (ع اِ) گربه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مُخَدَّش . هرة. (از اقرب الموارد). || (ص ) خراشنده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مخادشةلغتنامه دهخدامخادشة. [ م ُ دَ ش َ ] (ع مص ) یکدیگر را خراشیدن . (زوزنی ) (تاج المصادربیهقی ). خراشیدن یکدیگر به ناخن ها. (آنندراج ). همدیگر را خراشیدن . (از ناظم الاطباء) (ا
مخادشلغتنامه دهخدامخادش . [ م ُ دِ ] (ع اِ) گربه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مُخَدَّش . هرة. (از اقرب الموارد). || (ص ) خراشنده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مخادشةلغتنامه دهخدامخادشة. [ م ُ دَ ش َ ] (ع مص ) یکدیگر را خراشیدن . (زوزنی ) (تاج المصادربیهقی ). خراشیدن یکدیگر به ناخن ها. (آنندراج ). همدیگر را خراشیدن . (از ناظم الاطباء) (ا
مخادعلغتنامه دهخدامخادع . [ م ُ دَ ] (ع ص ) فریب داده شده . (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ). و رجوع به مُخادِع شود.
مخادعلغتنامه دهخدامخادع . [ م ُ دِ ] (ع ص ) مکر و فریب کننده . (غیاث ) (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). فریب دهنده . (ناظم الاطباء).