۱. استوار؛ سخت.
۲. دارای پایداری که بهراحتی سست نمیشود: ایمان محکم.
۳. ویژگی آنچه دارای سنجیدگی و استواری است.
۴. باوقار؛ متین.
۵. [مقابلِ متشابه] آیهای که معنی آن واضح و آشکار است.
۶. (قید) بهسختی؛ بهشدت.
۷. مورد وثوق و اطمینان.
استوار، پابرجا، سخت
۱. استوار، بادوام، پابرجا، پایدار، ثابت، سدید، قایم، قرص، مستحکم، مقاوم، مستقر، مضبوط
۲. سخت، سفت، شدید، فشرده، صلب
۳. جزم، راسخ
۴. قانعکننده، متقن، متین، مستدل، واثق
۵. بهسختی، بهشدت، شدید
۶. مورد اطمینان، موردوثوق، موثق
cast-iron, deep-set, emphatic, firm, fixed, foursquare, heavy-duty, sound, steady, strong, tenacious, tight, monolith, potent, rigid, rock, secure, set, sinewy, smartly, solid, stable, steadfast, stiff, stout, stoutly, sturdy, substantial, sure, tightfitting, tough, vigorous, watertight, well-knit