محوریلغتنامه دهخدامحوری . [م ِح ْ وَ ] (ص نسبی ) منسوب به محور. || دراصطلاح پزشکی دومین مهره ٔ گردن . مهره ٔ آسه ای . || در اصطلاح گیاه شناسی ، جوانه های محوری یا جانبی جوانه های
انتفاعیواژهنامه آزادمحوریت قرار دادن یا قرار داشتنِ کسبِ سود و منفعتِ مالی و مادی ، در هر واحدِ اقتصادی را ، اِنتفاعی بودنِ آن واحد می نامند. سودبَر.
دانش فمینیستیfeminist knowledgeواژههای مصوب فرهنگستاندانشی با محوریت موضوع زنان که همۀ انواع مواضع صریح یا ضمنی، از نکوداشت فرهنگهای سنتی زنان گرفته تا رویکردهای جداییطلبِ بنیادگرا را در بر میگیرد
نظریۀ ارزشـ پایگاهstatus-value theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که بر لزوم محوریت عدالت اجتماعی بهعنوان شاخصی برای تعیین پایگاه فردی افراد جامعه تأکید میورزد