محلهلغتنامه دهخدامحله . [ م َ ح َل ْ ل َ ] (ع اِ) کوی . برزن . یک قسمت از چندین قسمت شهر و یا قریه و یا قصبه . (ناظم الاطباء). محلت . قسمتی از قسمتهای شهری یا قریه ای . (یادداشت
محلهفرهنگ انتشارات معین(مَ حَ لِّ) [ ع . محلة ] (اِ.) 1 - جای فرود آمدن . 2 - قسمتی از شهر، کوی ، برزن . ج . محلات .
محلةلغتنامه دهخدامحلة. [ م َ ح َل ْ ل َ ] (اِخ ) نام مواضعی است به مصر. حدود صد قریه در مصربه نام محلة خوانده شوند و مؤلف تاج العروس اسامی این مواضع را ضبط کرده است . رجوع به ت
محلةلغتنامه دهخدامحلة. [ م َ ح َل ْ ل َ] (ع اِ) منزل . محل نزول مردم . (از تاج العروس ). رجوع به محله شود. || اردو. کاروان : و ارتحلنا الی موضع المحلة فوصلناه اول یوم من رمضان ف
محلةلغتنامه دهخدامحلة. [ م ُ ح ِل ْ ل َ ] (ع ص ) پشته ای که گنجایش یک در خانه داشته باشد: تَلْعَةٌمحلة. (منتهی الارب ). پشته ای که گنجایش یک و یا دو در خانه داشته باشد. (ناظم ال