محقوقلغتنامه دهخدامحقوق . [ م َ ] (ع ص ) لایق . درخور. اندرخور. زیبا. سزاوار، یقال هو محقوق به . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، محقوقون . (مهذب الاسماء) : عفریتی آدمی وش محقو
محققاًلغتنامه دهخدامحققاً. [ م ُ ح َق ْ ق َ قَن ْ ] (ع ق ) به تحقیق . حقیقةً. مسلماً. قطعاً. رجوع به محقق شود.
محققاًلغتنامه دهخدامحققاً. [ م ُ ح َق ْ ق َ قَن ْ ] (ع ق ) به تحقیق . حقیقةً. مسلماً. قطعاً. رجوع به محقق شود.
قَدْفرهنگ واژگان قرآنمحققاً - يقيناً - بی تردید (در کتب لغت مصارف ديگري نيز براي "قَدْ "گفته اند که در قرآن کاربرد ندارد)
قَدِفرهنگ واژگان قرآنمحققاً - يقيناً (در عباراتي نظير " قفََدِ ﭐسْتَمْسَکَ"حر ف دال چون به حرف ساکن رسيده حرکت گرفته است)