محصولیلغتنامه دهخدامحصولی . [ م َ ] (ص نسبی ) منسوب به محصول . خراج و هر چیز که خراج میدهد و هر زمینی که خراج میدهد. (ناظم الاطباء).
محصولفرهنگ مترادف و متضاد۱. بار، بر، تولید، حاصل، فرآورده، کالا، میوه، نتیجه ۲. خرمن، درو ۳. دخل، سود، عایدی، کارکرد ۴. مولود
آبپنیر تغییریافتهmodified wheyواژههای مصوب فرهنگستانمحصولی که با کاهش املاح معدنی و لاکتوز از آبپنیر به دست میآید
پوسته 4scale1واژههای مصوب فرهنگستانمحصولی فلزی که براثر اُکسایش و گرما بر سطح فلزات ایجاد میشود متـ . پوستۀ اکسیدی mill scale
روغن کرچک دَمپروردblown castor oilواژههای مصوب فرهنگستانمحصولی بسیار گرانرو به رنگ قهوهای مایل به قرمز که از دمش هوا در روغن کرچک خام حاصل میشود
زبرۀ شکلاتchocolate crumbواژههای مصوب فرهنگستانمحصولی که در میانۀ فرایند تولید شکلات شیری به دست میآید، متشکل از شیرخشک و شکر و تودۀ کاکائو