محسناتفرهنگ مترادف و متضاد۱. کارهاینیک، خوبیها، نیکوییها ۲. صفات خوب، خصلتهای نیک ≠ ذمائم ۳. شایستگیها
محسناتلغتنامه دهخدامحسنات . [ م ُ ح َس ْ س َ ] (ع اِ) ج ِ مُحَسَّنَة.نیکوئیها و خوبیها و خصلتهای نیک . (ناظم الاطباء).
محسناتلغتنامه دهخدامحسنات . [ م ُ س َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُحسَنَة. (آنندراج ). زنهای صاحب حسن و جمیل و زیبا و خوش صورت و پارساو پاکدامن . (غیاث ). || آنچه نیک داشته شده باشد. || نیک
محصناتلغتنامه دهخدامحصنات . [ م ُ ص َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مُحْصَنَة. زنان آزاد. (ترجمان القرآن جرجانی ) (ازمهذب الاسماء) : والمحصنات من النساء الا ما ملکت ایمانکم . (قرآن 24/4). و من
مُحْسِنَاتِفرهنگ واژگان قرآنزنان نيكوكار(حسن عبارت است از هر چيزي که بهجت و شادابي آورد و انسان به سوي آن رغبت کند )
مُحْصَنَاتِفرهنگ واژگان قرآنزنان شوهر دار- زنان با عفت (اصلش ازاحصان به معنی منع است و قلعه را هم از این جهت حصن می گویند چون از ورود اغیار منع و جلوگیری می کند و زن شوهر دار هم از این جهت
محسنای شیرازیلغتنامه دهخدامحسنای شیرازی . [ م ُ س ِ ی ِ ] (اِخ ) از شاعران دوره ٔ صفوی است . از دوستان و ملازمان ملاصبوحی بوده و طبع شعری داشته است . (از تذکره ٔ نصرآبادی ص 383).
فضایل اخلاقیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ی، محسنات، مناقب، اخلاقیات، خصایل پسندیده، لیاقت، انسانیت، وارستگی، انصاف، بیطرفی شرف، وجدان
قاضی حمیدیلغتنامه دهخداقاضی حمیدی .[ ح َ ] (اِخ ) عمربن محمود بلخی ملقب به حمیدالدین ومعروف به حمیدی و گاهی با انتساب به پدر به محمودی از مشاهیر فضلاء و ادباء و اکابر علماء عصر ملکشاه
گران نعللغتنامه دهخداگران نعل . [ گ ِ ن َ ] (ص مرکب ) دارای نعل سنگین . چهارپائی که نعل بزرگ دارد. || بزرگ سم . پهن سم و آن از محسنات اسب است : قوی پشت و گران نعل و سبک خیزبه دیدن ت