محرزیلغتنامه دهخدامحرزی . [ م ُ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بهمن شیر بخش مرکزی شهرستان خرمشهر در خوزستان با 1700 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
مهرضیلغتنامه دهخدامهرضی . [ م ِ رِ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان قیلاب پائین بخش الوار گرمسیری شهرستان خرم آباد. با 650 تن سکنه . آب آن از رود بلارود و محصول آن غلات و لبنیات است . (
ابوشریحلغتنامه دهخداابوشریح . [ اَ ش ُ رَ ] (اِخ ) عبدالرحمن بن میسرة الحضرمی . از روات حدیث است و محمّدبن عمر المحرزی از او روایت کند.
بهمن شیرلغتنامه دهخدابهمن شیر. [ ب َ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان خرم شهر است ، این دهستان در خاور و شمال خاوری خرم شهر واقع است هوای آن گرم و مرطوب است و آب
محرزفرهنگ انتشارات معین(مُ رِ) [ ع . ] (اِفا.) 1 - احراز کننده ، گرد آورنده . 2 - پناهگاه دهنده ، در حرز کننده . 3 - استوار کننده . ج . محرزین .